|
|
|
|||||
|
زلف بر باد مده، تا ندهی بر بادم ناز بنیاد مکن، تا نکنی بنیادم می مخور با همه کس، تا نخورم خون جگر سر مکش، تا نکشد سر به فلک فریادم زلف را حلقه مکن، تا نکنی در بندم طره را تاب مده، تا ندهی بر بادم یار بیگانه مشو، تا نبُری از خویشم غم اغیار مخور، تا نکنی نا شادم رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم قد برافراز که از سرو کنی آزادم شمع هر جمع مشو ورنه بسوزی مارا یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم شهره شهر مشو، تا ننهم سر در کوه شور شیرین منما، تا نکنی فرهادم رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس تا به خاک در آصف نرسد فریادم حافظ از جور تو، حاشا که بگرداند روی من از آن روز که در بند توام، آزادم
چند سالي گذشت يک روز که با همسرم از خيابان مي گذشتيم ،آن پسر قوي هيکل ته کلاس را ديدم در حاليکه خودم زن داشتم ،سيگار مي کشيدم و کچل شده بودم . » -------------------------------------------------------------------------------------------------------------- دیکته بنويس بابا مثل هر شب نان ندارد سارا به سين سفره مان ايمان ندارد بعد از همان تصميم کبری ابرها هم يا سيل می بارد و يا باران ندارد بابا انارو سيب و نان را می نويسد حتی برای خواندنش دندان ندارد انگار بابا همکلاس اولی هاست هی می نويسد اين ندارد آن ندارد بنويس کی آن مرد در باران ميايد اين انتظار خيسمان پايان ندارد ايمان برادر گوش کن نقطه سر خط بنويس بابا مثل هر شب نان ندارد
|
||||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 1:22 توسط عاشق پیشه
|
|
||||||
|
|
|
|
|
مادر
مادر...
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 1:10 توسط عاشق پیشه
|
|
||
|
|
|
|
|
خسته ام از این روزهای تنهایی بازهم پاییز لعنتی فرا رسید نمیدانم چه حکمتی است که من و تو هیچ موقع در فصل پاییز در کنار هم نیستیم همیشه روزهای پاییز من را یاد تنهایی و غم می اندازد روزهایی که پر از درد و غربت است در باورم نمیگنجید که امسال هم دور از هم باشیم روزهای پر از استرسی است نمیدانم این انتظار کی به پایان خواهد رسید چشمانم در نگاهش ساعتها خيره ماند حرفي براي هم نداشتيم زيرا قلبهايمان در حال نجوا بودند نميخواستيم خلوتشان را بر هم زنيم سكوت را ترجيح داديم تا قلبهايمان درد و دل كنند چشمهايش عمق عشق را فرياد ميزد هوس بوسيدن لبهايش آزارم ميداد عشق مقدسمان را با هوسي زودگذر آلوده نكردم
نزدیکتر بیا
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 0:52 توسط عاشق پیشه
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 12:29 توسط عاشق پیشه
|
|
||
|
|
|
|
|
به زودی در این مکان یه چیزایی میزارم |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 12:49 توسط عاشق پیشه
|
|
||